تبليغاتX
قلب مترسک - هیچ به جز قلبم.......

قلب مترسک

دلتنگیها

هیچ به جز قلبم.......

به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم!......

گفت: دستانش گرمای مرا دارند.......

به آسمان گفتم: پاکی ات را به من بده٬ گفت: چشمانش پاکی مرا دارند!......

از دشت سبز زندگی اش راخواستم٬گفت: زندگی ات سبز تر از اوست!.......

از دریا بزرگی وآرامشش را خواستم٬گفت:قلبت به اندازه اقیانوس است وآرامش نیز هم!........

از ماه تابندگیش را طلب کردم......

گفت: وقتی نگاهش می کنم خجل می شوم!........

به فکر فرو رفتم٬ من در قبال دستان گرمت٬... چشمان پاکت٬.... سبزی زندگی ات٬.... بزرگی و

آرامش قلبت٬... و صورت ماهت٬ هیچ ندارم!...

هیچ ندارم که به تو هدیه کنم عزیزم جز ....... این...... بگیر...... نترس!

می تپد..... برای تو مهربانم!.....

و من..... چیزی ندارم جز قلبم!

دوستت دارم ......

در زمانی که صداقت گل نایابیست......

و.....

محبت هم نیز.....

من به تکرار غریبانه ترین واژه قرن......

دوستت دارم

سخت محتاجم!.....

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 23:53  توسط مترسک  |