دلش نیومد بهم بگه برو.........
دلم می خواست بهم بگی برو........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
موندم و دروغ گفتم تا بهم بگی برو........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
ازت خواستم هر وقت خسته شدی بهم بگی برو..........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
گریه کردم تا بهم بگی برو........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
مثل یه راز سر بسته شدم تا بهم بگی برو........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
قلبمو دادم به مترسک تا بهم بگی برو........
دلت نیومد و هیچی نگفتی!
شدم آفتاب پرست نا شناس تا بهم بگی برو.........
دلت نیومد و بهم هیچی نگفتی!
دلت نیومد یه دل شکسته رو بشکنی و هیچی نگفتی تا من بدونم
دلت چقدر مهربون و بزرگه!......
حالا من موندم و یه دل مهربون که دلش نیومد بهم بگه برو ولی دلش می خواد برم!
شایدم دلش نیومد بهم بگه برو .......
تا.......
خودش تنهام بذاره و بره!
تنهام بذار ولی نرو..........
تنهام بذار ولی بمون......
تنهام بذار ولی باش تا وجودت رو حس کنم.....
تنهام بذار ولی با قلبم بازی نکن.....
چرا که من بیش از این ...
توان رنج کشیدن ندارم!
