نباشد عالمی از عالم دیوانه گان.............
باز هم بیخودی گیر دادی! بس دیگه چقدر اراجیف به هم می بافی.
بزرگ شدی مثلا یه سنی ازت گذشته! داری پیر میشی و خبر نداری!
آخ که چقدر این شعر رو دوست دارم!
ای دل دیگه بال و پر نداری........... داری پیر میشی و خبر نداری
ای وراج ! حرافی رو تمومش کن وگرنه!
وگرنه چی ؟ می زنم توی دهانت که دیگه اینقدر ........
بزن مگه می ترسم! ........ بازم بزن........
روانیه دیوونه!
چند تا سیلی آبدار نوش جان کردی بس نبود؟! باز هم می خوای بهت بگن روانی! آخه کار هات با حرفات قابل هضم نیست ........
نشونه روانی بودنت هست دیگه! یه مدت از این حال و هوا دور بودی بازم هوس کردی بهت بگن روانی .... دیوونه.
تو بازیگری یا دیوونه؟ اینا همش فیلمه نه؟!
میگه عاشق دیوونه گیم..... به خدا عالم داره برا خودش. یه جورایی خوشی تو فاز خودت! خوبی و بدیهاش بر می گرده به خودت.......
دیوونه با مرامه با معرفته! با دنیای ساختگیه خودش حال میکنه! با غمهاش با حرفاش با درداش با شعرهاش و با تنهایی هاش.......
همون دردایی که گاهی وقتا مثل خوره ذهنشو می خوره تا یه چیزی بهش بگه: گریه کن تا می تونی اشک بریز ولی اونا رو قایمشون کن آخه خیلی با ازرشه نباید به این راحتی به کسی نشونش بدی!
دنیای روانیها قشنگه!..... افکارشون با کارهاشون تداخل داره یه جورایی قاطی هستن مثل تو!....
میگن درد و غم مال روانیهاست........ دیوونه ها که غم ندارن!
حالا تو کدومشون هستی نمی دونم؟!.....؟؟؟؟؟؟؟
نباشد عالمی از عالم دیوانه گان خوشتر
